خداحافظ دانشگاه

ترم هشت هم داره تمام ميشه .چقدر سريع گذشت.ناراحتم از اينکه ديگه خيلی از همکلاسيهامو نميتونم ببينم، حتی اونايی که فکرشو هم نميکنن.دلم برای همشون تنگ ميشه.بايد با دانشگاه آبادان خداحافظی کرد.لاقل فعلا.شايد در آينده با يه عنوان ديگه واردش بشم،اما نه به عنوان دانشجو.

  
نویسنده : حسام ; ساعت ٢:۱٧ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ اردیبهشت ،۱۳۸٥


۸۵ سال سگ

سال نو مبارک.سال ۸۵ هم رسيد و سال خيلی خوب و مهمی برای من خواهد بود.اول اينکه تا حدود ده روز ديگه عقد ميکنم،با کسی که دوستش دارم.همينطور امسال امتحان فوق ليسانس ميدم که قسمت زيادی از سرنوشت آينده م رو تعيين ميکنه؛و اتفاقهای زياد ديگه ای که نميدونم چی هستن...

اميدوارم در سال سگ که سال من هم هست، همه چيز خوب پيش بره.

When the world gets in my face
I say, Have A Nice Day
Have A Nice Day

  
نویسنده : حسام ; ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳ فروردین ،۱۳۸٥


مرخصی ۱۱ روزه بدون ديدن فاميل

مجيد جون اومده مرخصی و شوخی و خنده به راهه.داره خوش ميگذره.

خوندم که توی تهران ،هر کس ميتونه به اسم خودش درخت بکاره.کار خيلی جالبيه.البته اين حس دنيا دوستی و  تعلق به ماديات رو نشون ميده ولی اينجا مثل اينکه داره باعث خير ميشه.

و الان شنيدم که بورس داران کويتی مقابل بورس اين کشور تظاهرات کردن.چند روزه که بورس کشورهای عربی به شدت اوضاعش خراب شده.ولی اينکه آدم بياد تظاهرات کنه که چرا ضرر کردم خيلی جالبه!‌ از بس به ضرر عادت ندارن و فقط سود ديدن تا حالا.

  
نویسنده : حسام ; ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ اسفند ،۱۳۸٤


a joke

A woman got on a bus,holding a baby.The bus driver said,"That's the ugliest baby I'v ever seen." x

The woman got very angry but said nothing and took a seat near the rear(1) of the bus.The man seate next to her sensed that she was agitated(2)  and ask her what was wrong

The bus driver insulted(3) me".she said

The man sympathized(4)  and said,"Oh,he is a public servant and shouldn't insult the passengers."x

You're right."she said."I think L'll go back up there and slap him on the face(4)."x

That's a good idea,the man said."Let me hold your monkey."x

1-عقب-پشت   ۲-عصبانی   ۳-توهين کرد  ۴-ابراز همدردی کرد   ۵-بزنم توی گوشش

  
نویسنده : حسام ; ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٤ اسفند ،۱۳۸٤


 

رامونا اميری چه چيزش از اين دختر ايسلنديه کمتر بود که دختر شايسته جهان نشد؟ بد سليقه هستن اينا هم.

  
نویسنده : حسام ; ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ آذر ،۱۳۸٤